درسنامه آموزشی تاریخ معاصر ایران کلاس یازدهم
درس 10: سقوط رضاشاه
گرایش رضاشاه به آلمان
در سالهای بعد از جنگ جهانی اوّل سیاست انگلستان نسبت به آلمان تغییر کرد؛ زیرا انگلستان و فرانسه از جانب حکومت کمونیستی شوروی بیشتر احساس خطر میکردند؛ بنابراین انگلیسیها توسعه و تقویت آلمان نازی به رهبری هیتلر را برای مقابله با شوروی مناسب میدانستند. در چنین شرایطی بود که دولت انگلیس به حکومت رضاشاه اجازه داد تا مناسبات سیاسی و اقتصادی خود را با آلمان توسعه دهد. سطح روابط تجاری و صنعتی دو کشور بهسرعت گسترش یافت و صدها کارشناس و تبعهٔ آلمانی در ایران مشغول کار شدند.
جنگ جهانی دوم
جنگ جهانی دوم با حملهٔ برقآسای هیتلر به لهستان در شهریور 1318/ سپتامبر 1939 آغاز شد. انگلستان و فرانسه و بعداً امریکا نیز به آلمان اعلان جنگ دادند. شوروی به دلیل امضای مخفیانه پیمان عدم تجاوز مشترک با آلمان، تقریباً دو سال اوّل جنگ از صحنهٔ درگیری برکنار ماند. دولت ایران با اعلام بیطرفی در آن جنگ، تأکید کرد به هیچ یک از طرفهای جنگ اجازه نخواهد داد از خاک ایران عبور کنند.
در سال 1320 ش/ 1941 م ارتش هیتلر ناگهان روانهٔ مرزهای شوروی شد و بهسرعت در خاک آن کشور پیشروی کرد. پس از آن ایران بهسبب موقعیت حسّاس خود مورد توجه متفقین قرار گرفت؛ زیرا مناسبترین راه برای انتقال کمکهای اقتصادی و نظامی انگلستان و امریکا به شوروی بود تا ماشین جنگی هیتلر را متوقّف کند. از سوی دیگر احتمال تسلّط آلمانها بر چاههای نفت ایران و خاورمیانه، انگلستان را به وحشت انداخته بود.
در تیر 1320، انگلستان و شوروی حضور اتباع آلمانی در ایران را بهانه کرده، خواستار اخراج آنان از ایران شدند و بعداً خواستههای دیگری را مطرح کردند. حکومت رضاشاه در شرایط سختی قرار گرفت. از یکسو شاهد پیروزیهای مکرّر آلمان در جنگ بود و هیتلر به رضاشاه قول داده بود در بهار 1321 سربازان او به ایران خواهند رسید و از سوی دیگر در معرض هجوم نیروهای متفّقین قرار داشت.
اشغال ایران
سرانجام در سوم شهریور ماه 1320/ 25 اوت 1941 سفیران انگلیس و شوروی، طی یادداشتهایی که بهطور جداگانه تسلیم دولت ایران کردند، اعلام داشتند: «چون دولت ایران در مقابل درخواستهای آنان، سیاست مبهمی در پیش گرفته و در اخراج آلمانیها اقدامی نکرده است، ارتشهای شوروی و انگلستان وارد خاک ایران شدهاند و مشغول پیشروی هستند». استناد به حضور اتباع آلمانی برای اشغال ایران بهانهای بیش نبود؛ زیرا آلمان تعداد محدودی مستشار نظامی و صنعتی در ایران داشت. در واقع اشغال ایران با هدف بیخطر ساختن خطّ تدارکاتی متّفقین، از نظر آنها، ضروری بود. زیرا آنها می توانستند تدارکات جنگی خود را از طریق راهآهن ایران به شوروی برسانند. با ورود نیروهای بیگانه از شمال و جنوب ایران توسّط نیروهای متّفقین اشغال شد.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحه 102 کتاب درسی)
به نظر شما چرا انگلیسیها رضاشاه را وادار به استعفا کردند؟
برکناری و تبعید رضاشاه
ارتش نوین رضاشاه با استعداد یک صد و بیست هزار نفر و تجهیزات جنگی، در برابر هجوم نیروهای متفقین به ایران مقاومت زیادی نکرد، زیرا آحاد ارتش همانند سایر مردم ایران اعتقادی به حکومت دیکتاتوری وابسته به بیگانه نداشت و ظرف مدت شش روز، به کلّی از هم پاشید. رضاشاه نیز توسط انگلیسیها که روزی او را بر مسند قدرت نشانده بودند، از سلطنت برکنار و به جزیرهٔ «موریس» در اقیانوس هند، تبعید شد. اگرچه اشغال ایران توسط بیگانگان غرور ملّی مردم میهندوست ایران را جریحهدار کرد امّا سقوط دیکتاتور وابسته به بیگانه آنان را خرسند نمود.
کارنامهٔ حکومت رضاشاه
1) صنعت، کشاورزی و دامداری: در دوران حکومت رضاشاه، برای ایجاد تحول در بخش کشاورزی، اقدامهایی نظیر تأسیس دانشکدهٔ کشاورزی در کرج و وارد کردن ماشینآلات کشاورزی، صورت گرفت. با این همه، توجه به نظامیگری و ایجاد ارتش متحدالشکل که از اولویتهای حکومت رضاشاه و علاقهٔ فردی او محسوب میشد، باعث شد که بخشهای دیگر، از جمله کشاورزی و صنعت، از تحرک و رونق طبیعی بازماند. رشد غولآسای حجمی ارتش و نقش تعیینکنندهٔ نظامیان در صحنههای مختلف، از جمله در عرصههای اقتصادی و سیاسی، و اختصاص چهل درصد از کل بودجهٔ کشور به توسعهٔ نظامی، مانع از توجه لازم به عمران و توسعهٔ اقتصادی کشور شد.
علاوه بر این، تصرّف صدها هزار هکتار از زمینهای مرغوب (اکثراً در خطهٔ شمال) توسط شخص رضاشاه و رعایت نکردن حقوق دهقانان و کشاورزان، از انگیزهٔ آنان برای تولید بیشتر کاست. روی هم رفته، کشاورزی که از پایههای استقلال و خودکفایی یک کشور بهشمار میرود، در این دوران نهتنها در اولویت قرار نداشت، بلکه از رشد طبیعی خود نیز، بازماند.
با سیاستِ اسکان اجباری ایلها و عشایر (تخته قاپو) توسط رضاشاه که با هدف مهار قدرت سیاسی و نظامی آنان صورت گرفت، دامداری سُنّتی، بهسرعت تخریب شد؛ بدون آن که دامداری صنعتی جایگزین آن شود.
در زمینهٔ فعالیتهای صنعتی، به ویژه با توسعهٔ روابط ایران و آلمان، تعدادی کارخانه در کشور تأسیس شد. امّا مشکل اساسی صنایع در آن زمان، وابستگی شدید به فناّوری و نیروی انسانی ماهر خارجی بود. ماشینآلات صنعتی به مملکت وارد میشد، اما فکر ابداع و ساخت ماشینآلات توسط نیروی با استعداد ایرانی رواج نیافت. در نتیجه ایران به واردکننده و مصرفکنندهٔ محصولات آلمان تبدیل شد.
2) شبکهٔ راهها و راهآهن: در ابتدای حکومت رضاشاه، راههای زمینی کشور بازسازی و یا تکمیل شد. اگر چه هدف اصلی از این اقدام، ایجاد زمینهٔ مناسب برای حرکت نیروهای نظامی به قصد سرکوب شورشها و مخالفتهای احتمالی بود، ولی موجب شد که حمل و نقل کالاها، در جادهها، سریعتر انجام شود. اقدام دیگری که در همان زمان (سال 1306) آغاز شد، احداث راهآهن بود.
بسیاری از مورّخان بر این عقیدهاند که رضاشاه، راهآهن سراسری ایران را برای جلب رضایت انگلیسیها، و تأمین مقاصد نظامی آنان احداث کرد، زیرا برای مثال، ایجاد راهآهنی که بندر ترکمن را به بندر امام خمینی (کنونی) متصل میکرد، در واقع هدفی جز ایجاد راهی سهل و آسان برای انتقال نیروهای انگلیسی از جنوب به شمال کشور نداشت. هدفهای نظامی انگلستان ایجاب میکرد که در صورت پیشروی شورویها، بتواند به سرعت، نیروهای خود را به شمال کشور منتقل کند. این راهآهن، از هیچشهر اصلی در آن زمان، غیر از تهران عبور نکرد. در حالی که منافع اقتصادی ایران، مستلزم عبور راهآهن از بندرهای مهم، و پیوند شهرهای بزرگ به یکدیگر بود.
3) قرارداد نفت 1933م. ایران و انگلستان: یکی از قراردادهایی که در دوران رضاشاه منعقد شد، قرارداد نفت 1312 ش./ 1933 م. بود که توسط تقیزاده امضا شد. این پیمان، بعد از لغو قرارداد «دارسی» بسته شد. انگلستان در سال 1933 م، به این سبب که مدّت قرارداد دارسی در حال پایان یافتن بود، تقاضای تجدید آن را کرد. رضاشاه، با ظاهری وطنپرستانه و در واکنشی تند، قرارداد را پاره کرد و اسناد آن را در آتش بخاری سوزاند. او با این ظاهرسازی عوامفریبانه، زمینه را برای قرارداد جدید که به مراتب ننگینتر از قرارداد سابق بود، فراهم کرد و پس از بستن قرارداد 1933 م، دستور داد که هیچکس و هیچ روزنامهای، دربارهٔ آن سخن نگوید و مطلبی منتشر نکند. به این ترتیب، پروندهٔ آن، تا بعد از شهریور 1320، مسکوت ماند.
4) پیمان سعدآباد: دولت انگلستان در سالهای میان دو جنگ جهانی دامنهٔ نفوذ و سلطهٔ خود را بر منطقهٔ مهم خاورمیانه افزایش داد. این دولت بهمنظور جلوگیری از نفوذ و توسعهٔ شوروی، پیمان همکاری و دفاعی چهار جانبهای را موسوم به پیمان سعدآباد بین کشورهای ایران، عراق، ترکیه و افغانستان منعقد کرد. پیش از امضای پیمان سعدآباد، اختلافات مرزی ایران با سه کشور همسایه با حکمیت انگلستان بهطور موقت حل و فصل شد و حکومت رضاشاه ناگزیر از، بخشیدن ارتفاعات کوه «آرارات» به ترکیه، بخشهایی از شرق ایران به افغانستان و چشمپوشی دولت ایران از حقّ حاکمیت خود بر «اروند رود» شد. بههمین سبب، برخی از مورخان معتقدند که رضاشاه به دلیل تعهدهایی که شخصاً به دولت انگلستان داشت، تمامیت ارضی ایران را نادیده گرفت.
5) سلب آزادی، خشونت و بیرحمی: در دوران حکومت رضاشاه، فعّالیتهای سیاسی به کلّی ممنوع بود و از فعالیت تشکلهای سیاسی جلوگیری میشد. رضاشاه هیچ اعتقادی به احزاب نداشت و به همین دلیل تمام احزاب را منحل کرد. او به صراحت میگفت: «هر مملکتی رژیمی دارد و رژیم ما یک نفره است». در حکومت رضاشاه، منتقدان و مخالفان سیاسی بهشدّت سرکوب میشدند. کسانی که برخلاف نظر او سخنی میگفتند و مینوشتند، سرنوشتی جز تبعید، زندان، شکنجه و مرگ نداشتند. رضاشاه حتّی نسبت به دوستان و حامیان خود نیز با شقاوت و بیرحمی رفتار میکرد و با کمترین سوءظنی آنان را از بین میبرد. اشخاصی مانند فیروز فرمانفرما، تیمورتاش و سردار اسعد بختیاری که نقش زیادی در به قدرت رسیدن و استحکام حکومت استبدادی او داشتند، سرانجام از مقامشان برکنار و روانهٔ زندان شدند و در آنجا به قتل رسیدند.
6) جاهطلبی و ثروتاندوزی: حاصل جاهطلبیها و مالاندوزیهای رضاشاه که با ترساندن و تهدید و زور همراه بود، ثروتی افسانهای بود که او را تبدیل به یکی از ثروتمندترین مردان آن عصر کرد. بالغ بر یک میلیون هکتار زمین، دهها کاخ و ساختمان، هتل، شرکت، چندین کارخانه و مبلغهای، بسیار هنگفتی پول در بانکهای انگلستان و ایران، بخشی از ثروت او بود، که پس از شهریور 1320 آنها را به فرزندش منتقل کرد.
جنون جمعآوری ثروت و مالاندوزی، تنها به غصب زمینهای مردم و برقراری انحصارهای فروش برنج، پنبه و گندم ختم نمیشد؛ بلکه اعتبارها و بودجهٔ مملکتی و خصوصاً درآمدهای نفت را، بدون هیچ حساب و کتاب، در اختیار خود درآورده بود و به میل و ارادهٔ شخصی، از آنها استفاده میکرد.
پرسشهای نمونه (صفحه 106 کتاب درسی)
1) چرا خاک ایران مورد توجه کشورهای درگیر در جنگ جهانی دوم واقع شد؟
زیرا مناسبترین راه برای انتقال کمکهای اقتصادی و نظامی انگلستان و آمریکا به شوروی بود تا ماشین جنگی هیتلر را متوقّف کند. از سوی دیگر احتمال تسلّط آلمانها بر چاههای نفت ایران و خاورمیانه، انگلستان را به وحشت انداخته بود.
2) در دورهٔ سلطنت رضاشاه در زمینهٔ شبکه راهها و راهآهن چه اقداماتی شد؟ مورخان هدف از این اقدامات را چه میدانند؟
- مورخان هدف از این اقدامات را چه میدانند؟ در آغاز حکومت رضاشاه راههای زمینی کشور بازسازی یا تکمیل شد هدف از آن حرکت نیروهای نظامی برای سرکوب شورشهای احتمالی بود ولی باعث سرعت حملونقل کالاها در جادهها شد. در سال 1306 احداث راهآهن سراسری آغاز شد. بسیاری از مورخان معتقدند این اقدام برای جلب رضایت انگلیسیها و تامین مقاصد نظامی آنان بود.
3) ایران براساس پیمان سعدآباد چه مناطقی را از دست داد؟
- واگذاری ارتفاعات آرارات به ترکیه
- واگذاری بخشهایی از شرق ایران به افغانستان
- چشمپوشی از حق حاکمیت خود براروند رود.
اندیشه و جستوجو (صفحه 106 کتاب درسی)
1) در زمینهٔ کارآمدی نظامیان در زمان سلطنت رضاشاه در مقابل سهم بودجهای که به آنها اختصاص داده میشد، مطلبی تهیّه کنید.
2) در مورد برخورد حکومت رضاشاه با احزاب سیاسی، گزارش مختصری تهیّه کنید.
